حوزه های اصلی مالی رفتاری

مالی رفتاری شامل دو حوزه اساسی است:

٣ – روانشناسی شناختی[1]

۴-  محدودیت در آربیتراژ[2]

تحت پارادایم رایج نظریه نوین مالی، تصمیم گیرندگان دارای رفتار عقلایی بوده و درپی حداکثرسازی مطلوبیت خود هستند. درمقابل روانشناسی شناختی بیان می کند که فرآیندهای تصمیم گیری انسانی با توجه به برخی محدودیتهای شناختی تحت تأثیر قرار می گیرد. محدودیت در آربیتراژ نیز به این امر می پردازد که تحت چه شرایطی نیروهای آربیتراژ در بازار مؤثر و در چه مواقعی غیرمؤثر خواهند بود.

 

1-5-2-2 روانشناسی شناختی و فرآیندهای تصمیم گیری شهودی

تصمیم گیری های شهودی اشاره به قواعدی دارد که در آن، تصمیمات پیچیده را در محیط های نامطمئن اتخاذ می کنند. تصمیم گیری یک فرآیند کاملاً عقلایی و با توجه به تمامی اطلاعات نیست بلکه تصمیم گیرنده میانبرهای ذهنی را در این فرآیند به کار می برد  (تیورسکی و کاهنمن[3] ،1974) .دلایل عملی کاملاً موجهی برای به کارگیری فرآیندهای شهودی وجود دارد، مخصوصاً وقتیکه زمان تصمیم گیری محدود باشد.  محققین در  روانشناسی بیان می کنند که بسیاری از قواعد تصمیم گیری شهودی ریشه در تکامل انسان دارد (باروو[4] ،1992 ). با اینحال، فرآیندهای تصمیم گیری شهودی می تواند منجر به تصمیم گیری های غیر بهینه شوند. نمونه ای از محدودیت های ناشی از قواعد شهودی در ادامه بیان می شود:

  • نمایندگی[5] (یا کلیشه قرار دادن) : اشاره به تمایل تصمیم گیرندگان به اتخاذ تصمیم بر مبنای کلیشه[6]  که دیدن الگوهایی است که شاید وجود نداشته باشند – دارد. نمایندگی همچنین در شکل »قواعد سرانگشتی[7] « خود را نشان می دهد که در آن سرمایه گذاران تصور می کنند که وقایع اخیر در آینده نیز ادامه خواهد داشت. در بازارهای مالی این پدیده را می توان زمانی ملاحظه کرد که سرمایه گذاران در پی خرید سهام پربازده باشند و از سهامی که اخیراً عملکرد ضعیفی داشته اند پرهیز نمایند. همچنین این رفتار میتواند تبیینی برای عکس العمل بیش ازحد سرمایه- گذاران باشد ، که توسط دیبونت و تالر(1985) مطرح شد.
  • فرااعتمادی : سبب میشود انسان دانش و مهارت خود را بیش ازحد و ریسک ها را کمترازحد تخمین زده ، درمورد توانایی های خود در کنترل وقایع و رویدادها مبالغه نموده و احساس کند روی مسائل کنترل دارد درحالی که ممکن است در واقع این- گونه نباشد.
  • کُند واکنشی یا لنگر اندازی[8] : زمانی بروز میکند که دیدگاهی توسط مشاهدات اخیر تثبیت شود. این امر میتواند باعث شود که سرمایه گذاران انتظار داشته باشند. که یک سهم در یک دامنه تعریف شده معامله شود و یا درآمدهای شرکت از روند تاریخی برخوردار باشد، که در نهایت منجر به واکنش کُند به تغییرات روندی می شود.
  • سفسطه قماربازان[9] : زمانی به وجود می آید که افراد به طور نادرستی پیش بینی کنند که در پدیده ها یک روند برگشت به میانگین وجود دارد. این گرایش منجر می شود که سرمایه گذاران پایان یافتن یک بازده خوب یا بد را در بازار پیش بینی کنند. سفسطه قمار بازان همان مفهوم برگشت رگرسیون به میانگین است. برگشت به میانگین در اکثر سیستم های انسانی قابل نمایش است و نشان میدهد که حدها طی زمان به میانگین نزدیکتر می شوند.
  • دردسترس بودن[10] : زمانی ظهور می یابد که افراد وزن بیموردی به اطلاعات دردسترس (راحت ) در تصمیم گیری ها بدهند.

گرچه نمونه های مذکور به محدودیت های شناختی مشاهده شده می پردازد، بایستی توجه نمود که مالی رفتاری هرگز ادعا نمی کند که تمامی سرمایه گذاران دچار محدودیت های فوق می شوند.

 

2-5-2-2- محدودیت در آربیتراژ و نظریه انتظارات[11]

ارزش گذاری نادرست دارایی های مالی پدیده ای رایج است، اما کسب سود غیرمعمول از این پدیده کار بسیار مشکلی است.  ارزش گذاری نادرست بر دو نوع است : برخی از آنها تکراری و قابل آربیتراژ بوده، و دسته دوم غیرتکراری و بلندمدت می باشند. درحالت قیمت گذاری تکراری، استراتژیهای مبادلاتی می توانند سودآور باشند. بدین خاطر صندوق های سرمایه گذاری پوششی تمام توجه خود را به این امر معطوف می کنند همچنان که شیفر و ویشنی[12] (1997) در مقاله » محدودیت در آربیتراژ « خود در سال 1997 نشان دادند. آربیتراژکنندگان در برخی از بازارها  تأثیری بر اصلاح بازار نداشته و منجر به کارایی نمی شوند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   رویکردهای اصلی در تبیین رفتار شهروندی سازمانی

دسته دوم محدودیت ها ، اشاره به گروهی از محدودیت ها در فرآیندهای تصمیم گیری دارد که قابل تبیین با نظریه انتظارات بیان شده توسط کاهنمن و تیورسکی (1979) است. این نظریه یک چارچوب توصیفی را برای تصمیم گیری تحت شرایط ریسک و عدم اطمینان ارایه می کند. همچنین چارچوب رفتاری واقعبینانه تری را نسبت به نظریه مطلوبیت انتظاری ون نیومن و مورگن استون ارایه می دهد. کاهنمن و تیورسکی در قالب این نظریه نشان دادند که افراد رضایت خاطری را که از یک مبلغ معین به دست می آورند کمتر از ناراحتی است که از همان مبلغ زیان به دست می-آورند.

مفاهیم اساسی که به وسیله این تئوری مطرح می شوند عبارتند از:

  • زیان گریزی[13] : زیان گریزی به این معنی است که جریمه ذهنی مرتبط با یک زیان مشخص، بیشتر از پاداش ذهنی ناشی از عایدی به همان اندازه است. زیان گریزی به این حقیقت اشاره دارد که افراد نسبت به کاهش ثروتشان بیش از افزایش ثروتشان حساس هستند. اگر سرمایه گذاران زیان گریز باشند، احتمالاً تمایلی به شناسایی زیان نخواهند داشت. استات فن و شفرین(1985) معتقدند در صورت بروز زیان گریزی در سرمایه گذاران، چنانچه سهام خوبی خریداری کرده و به سود دست یابند آن را سریع به فروش می رسانند و اگر پس از خرید سهام ثروتشان کاهش یافت، سهام مورد نظر را به مدت بیشتری نگه می دارند.
  • پشیمان گریزی[14] : به علت تمایل افراد به اجتناب از احساس درد پشیمانی ناشی از یک تصمیم سرمایه گذاری ضعیف رخ می دهد. پشیمانی گریزی چیزی بیش از درد ناشی از زیان مالی است و شامل درد احساس مسئولیت برای تصمیماتی است که منجر به زیان می گردد. این حس میتواند سرمایه گذاران را به نگهداری سهام با عملکرد ضعیف تشویق کند، به اینصورت که از فروش آن برای عدم شناسایی زیان اجتناب ورزند. پشیمان گریزی همچنین می تواند رفتار توده وار سرمایه گذاران را توجیه نماید زیرا بدین طریق سرمایه گذاران مطابق توده سایر سرمایه گذاران تصمیم گیری کرده و در صورت بروز زیان، مشاهده زیان سایر افراد توده درد ناشی از تصمیم نادرست آنان را تاحدی تسکین داده و بدین ترتیب خود را در توده پنهان کرده و به احساس پشیمانی کمتری دست می یابند.
  • حسابداری ذهنی[15] : اشاره به این خاصیت ذهنی دارد که افراد می خواهند دنیای خود را در حسابهای ذهنی جداگانه ای سازماندهی کنند. سرمایه گذاران تمایل دارند با هریک از اجزای پرتفوی سرمایه گذاری خود به طورمجزا برخورد کنند. این امر می تواند به تصمیمات ناکارایی منجر شود، قالب بندی ثروت به حسابهای ذهنی جداگانه اشکالاتی درپی دارد که به وسیله مارکوویتز مورد اشاره واقع شده است:

کوواریانس بین حساب ها نادیده گرفته شده و پرتفوی های سرمایه گذاری پایین تر از مرز کارا قرار می گیرند.

 

  • خودکنترلی[16] : سرمایه گذاران گزینه هایی را برای سرمایه گذاری انتخاب میکنند که بتوانند شخصاً و در مواقع لزوم محدودیت ها و کنترلهای لازم را روی آن اعمال نمایند.( خشنود، 1383)

[1] Cognitive Phsycology

[2] Limit To Arbitrage

[3] Tversky & Kahneman

[4] Barow

[5] Representativeness

[6] Stereotype

[7] Rule Of Thumb

[8] Anchoring

[9] Gambler’s Fallacy

[10] Availability

[11] Prospect Theory

[12] Shleifer & Vishny

[13] Loss Aversion

[14] Regret Aversion

[15] Mental Accounting

[16] Self-Control

دسته‌ها: پایان نامه ها