مفهوم استرس

واژه استرس به معنای نیرو، فشارو اجبار واژه ای است انگلیسی و در زبانهای مختلف با همین لفظ به کار برده شده است. اصطلاح استرس در کتاب فرهنگ جامع روانشناسی روانپزشکی اصطلاحی است که در طب و زیست شناسی به طور گوناگون به کار گرفته شده است. گاهی به معنای یک رویداد یا موقعیتی که تاثیر مضر بر ارگانیسم دارد و گاهی به معنی تنش روانشناختی ناشی از این رویداد و موقعیت هاست. به مفهوم دقیق هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم، اختلال به وجود می آوردو شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعتا از آن پرهیز می کند، استرس شمرده می شود.(خنیفر، 1391)

در روانشناسی، استرس به معنی تحت فشار روانی قرار گرفتن تعریف شده است. استرس واکنش بدنی، ذهنی و شیمیایی بدن در برابر رویدادهایی است که موجب ترس، هیجان، دستپاچگی، احساس خطر یا خشم می شود. استرس هر نوع محرک یا تغییر در محیط داخلی یا خارجی است که ممکن است باعث اختلال در تعادل حیاتی گردد و در شرایط خاص بیماری زا باشد. در حقیقت تقریبا هر فعالیت فردی درجاتی از استرس را شامل می شود. برخی مواقع خوشایند، برخی مواقع ملایم و گاهی نیز پرتنش است. (سعیدا اردکانی، کنجکاو منفرد، حکاکی، منصوری، 1391)

تاکنون تعاریف متعددی برای توضیح استرس در دنیا ارائه شده است برای نخستین بار هانس سلای، استرس را واکنش غیر اختصاصی یک ارگانیسم در مواجهه با یک نیاز یا تغییر در وضعیت فیزیکی آن توصیف کرد. وی همچنین مفهوم استرس را در دو مولفه تقسیم کرد و تایید کرد که دیسترس به عنوان مولفه اول با جنبه های منفی استرس مرتبط بوده،  در حالی که مولفه دوم یعنی اوسترس جنبه های مثبت استرس را در بر می گیرد. که این جنبه های مثبت خود می توانند در بالا بردن انگیزه های فردی و تلاش برای رسیدن به هدف در زندگی وی موثر واقع شوند.(موذن، موسوی شکیب، 1390)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مفهوم رفتار فرا نقش

استرس نیرویی است که هر گاه فشار آن بر مجموعه ای وارد شود شکل آن را دگرگون می سازد. به عبارت دیگر نیروها و فشارهای  روانی و اجتماعی هنگامی که به شکل رخداد یا واقعیت های خاص تعادل شخص را بر هم می زند، استرس نامیده می شود تنش های روانی هم نوعی استرس هستند. در این موارد عامل مولد استرس را استرس زا می نامند.(آزاد مرزآبادی، غلامی فشارکی، 1390)

دسته‌ها: پایان نامه ها