مفهوم و تعاریف عملکرد

بررسی نظریات و تئوری های مختلف که توسط اندیشمندان مدیریت ارائه گردیده است حاکی از آن است که آنها درتلاش بوده و هستند که عملکرد سازمانی را بهبود بخشیده و آن را به سطح مطلوبی برسانند و نیز توجه به این موضوع را دارند که بدون توجه به انسان و عملکرد او در سازمان و یا غفلت از عملکرد فردی، نمی­توان عملکرد او را در سازمان را در جهت مطلوب هدایت نموده و بهبود بخشید. عملکرد سازمان بستگی به میزان بهره وری و اثربخشی آن سازمان از منابع خود دارد. بهره­وری عبارتست از سطح خروجی نسبت به ورودی که میتوان در آن میان عملکرد سازمان را ارزیابی کرد. حال با توجه به اینکه انسانها سازمان ها را تشکیل میدهند و بهره وری و اثربخشی سازمان بستگی به گروه های کاری و افرادی دارد که در آن کار می کنند پس می اوان گفت که عملکزد افراد بصورت مطلوب بهره وری و اثربخشی سازمان را به سطح قابل توجه و شایسته می رساند. پس وظیفه مدیران هدایت کارکنان به سویی است که رفتار آنان موجب رشد اثربخشی و بهره وری کل سازمان گردد.

عملکرد عبارتست از مجموع رفتارهای در ارتباط با شغل که افراد از خود نشان می دهند و عملکرد سازمان را می توان حاصل تعامل سه منبع فیزیکی، مالی و انسانی دانست و گفت که منابع فیزیکی و مالی خود بخود باعث تولید و خدمات نمی گردند، بلکه این امر زمانی حادث می گردد که عنصر انسانی در سازمان وارد عمل شود. درک رفتار انسان و تاثیر مثبت بر پان می تواند سبب افزایش بهره وری و بهبود عملکرد گردد (الوانی و معمارزاده ، 1374، ص89).

رابینز عملکرد را تابعی از توانایی و انگیزش است و توانایی عبارتست از : هوش و استعداد و یادگیری فرد و نیز مهارت او در عمل کردن و فرصت نیز وجود شرایط و امکانات و قوانین حمایتی که برای فرد بوجود می آید (پارساییان و اعرابی ، 1373، ص358).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   عوامل ایجاد کننده بی عدالتی

مورهد و گریفین معتقدند یکی از وظایف مدیران ایجاد انگیزه در کارکنان است به گونه ای که عملکرد آنها به بالاترین سطح برسد. بدین معنی که سخت تر تلاش کنند به طور منظم در محل کارها حاضر شوند و برای عملی شدن هدفها و تصمیم های سازمان کوشش نمایند ، برای اینکه فردی به سطح بالایی از انگیزش برسد باید تصمیم بگیرد که کار را انجام دهد (انگیزش)، بتواند کار را انجام دهد(توانایی) و مواد و وسایل مناسب کار را در اختیار داشته باشد (محیط وامکانات) و نبود هر یک از زمینه ها به عملکرد لطمه می زند و و مدیر باید اطمینان حاصل نماید که شرایط سه گانه فوق فراهم می باشد (معمارزاده و الوانی، 1374، ص88).

مطالعات اتکینسون حاکی از آن است که عملکرد تابعی از انگیزش و توان است . به عبارت دیگر کارکنان باید تا حدودی به کار و مهارت­های لازم برای انجام آن علاقه داشته باشند و اظهار می دارد توان یا آمادگی کاری، دانش و مهارت انجام کار است و حمایت یا کمکی است که کارکنان برای انجام دادن موفقیت آمیز به آن نیاز دارند که عبارتند از بودجه کافی، تجهیزات و تسهیلات برای انجام کارمناسب، حمایت لازم از سایر واحدهای سازمانی، در دسترس قرار دادن محصول با کیفیت و سرانجام وجود ذخیره کافی منابع انسانی. ایشان منظور از انگیزش یا تمایل را از انگیزه ی کارکنان برای کار مربوطه می داند و می گویند: انگیزه­ی اتمام موفقیت آمیز کاری که در دست دارند و معمولاً کارکنان بیشترین تمایل را به کارهایی دارند که به طور موفقیت آمیز از عهده ی آن برآیند و کار برای آن ها انگیزشی باشد یا آرامش روانی به بار آورد (رضائیان، 1373،ص27).

دسته‌ها: پایان نامه ها