انداز کردن و سرمایه گذاری هنگفت در سرمایه گذاری‌های خاص خلاصه نمی‌شود. این سرمایه گذاری‌ها فقط بخش کوچکی از یک برنامه ریزی جامع هستند. در یک برنامه ریزی مالی کامل و دقیق، وضعیت مالی امروز فرد و یا خانواده بررسی شده و اهداف مالی در آینده نزدیک و دورنیز مورد نظر قرار خواهد گرفت و با توجه به آنها روش و یا روشهای حصول این اهداف و قابل دسترس بودن آنها مورد بررسی قرار خواهد گرفت.برنامه ریزی مالی به کلیه جنبه‌هایی توجه می‌کند که استقلال مالی و یا اهداف مالی فرد را در آینده تضمین خواهد کرد. پس انداز برای آینده با هدف خرید اتومبیل و یا منزل و یا پس انداز بازنشستگی (Rrsp) از مواردی است که عموم افراد با آن آشنایی دارند و تعداد کثیری آن را اجرا می‌کنند. یک برنامه ریزی کامل شامل موارد فوق است ولی فقط به آنها خلاصه نمی‌شود و این موارد فقط بخش کوچکی از یک برنامه ریزی مالی است. برای حصول به یک برنامه کامل باید به موارد بسیاری توجه دقیق شود که موارد زیر بخشی از آنها است:
* میزان درآمد فرد و یا یک خانواده
* سرمایه و موجودی نقدی و غیر نقدی
* بدهی و تعهدهای مالی کوتاه و بلند مدت
* هزینه‌های و مخارج روزانه زندگی
* میزان و نوع مناسب سرمایه گذاری
* خریدهای بزرگ و هزینه‌های اصلی و مهم در طی دوران زندگی (مانند خرید خانه، اتومبیل و مسافرت‌های تفریحی)
* هزینه‌های مرتبط با آینده فرزندان و جوانان (هزینه‌های تحصیل، ازدواج و کمکهای مالی برای شروع زندگی مستقل)
* وضعیت، نیازهای مالی و محل تامین آنها در زمان بازنشستگی
* هزینه‌ها و نیازهای مالی در زمان بیماری
* هزینه‌ها و نیازهای مالی در زمان از کارافتادگی
* هزینه‌ها و نیازهای مالی در زمان پس از درگذشت فرد یا افرادی از خانواده
* نوع و میزان بیمه پزشکی و بیمه عمر مورد نیاز
یک برنامه ریزی جامع مالی از بخش‌هایی برنامه ریزی سرمایه گذاری ،برنامه ریزی بازنشستگی ، برنامه ریزی تحصیلی ، برنامه ریزی دارایی ها ،برنامه ریزی بیمه، برنامه ریزی مالیاتی ، مدیریت نقدینگی ،مدیریت بدهیها تشکیل شده است
2-6 برنامه ریزی خرید در محیط IT
نخستین مزیت پیاده‌سازی سیستم برنامه‌ریزی خرید منابع سازمان که در کوتاه‌مدت و پس از پیاده‌سازی می‌توان انتظار داشت کاهش هزینه‌های عملیات حسابداری و ثبت وقایع مالی هزینه‌های بازاریابی و پشتیبانی است. از دیگر مزایای به کارگیری ERP می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:? – ایجاد یکپارچگی سازمانی از بعد اطلاعاتی و افزایش سازگاری در اطلاعات موجود در سازمان ? – پیاده سازی برنامه‌ریزی منابع سازمان با ایجاد ستون فقرات قوی از انباره داده‌ها، این سیستم‌ها دسترسی بهتر و سریعتر به داده‌ها را برای مدیریت امکان‌پذیر می‌سازد و به این ترتیب مدیر می‌تواند برای تصمیم‌گیری سریع به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی داشته باشد.3- افزایش شفافیت و ردگیری فرایند تولید برای مشتری افزایش قابلیت متناسب برای مشتری و تطبیق بیشتر با نیازهای وی و افزایش رضایتمندی مشتری در تمام فرایندهایی که وی با آنها درگیر است. از لحظه سفارش تا دریافت و حمل و نقل محصول از مزایای دیگر آن است.مهمترین مزیت برنامه‌ریزی منابع سازمان بهبود هماهنگی بین بخش‌های سازمان و افزایش کارآیی فرایندهاست.استاندارد سازی فرایند سازمانی براساس بهترین تجربیاتی که شرکتهای عرضه کننده نرم افزار از سازمانهای مختلف به دست آورده‌اند.امکان و یا تسهیل توسعه سیستم‌ها و فناوری‌های جدید از جمله تولید بهنگام توسعه زیر ساختهای لازم به منظور وارد شدن به بحث بازرگانی الکترونیک و پشتیبانی از برنامه‌ریزی استراتژیک از مزیت‌های دیگر است.
2-7 برنامه ریزی منابع انسانی در محیط IT
مهندسی مجدد فرآیند های تجاری لازمه پیش رفتن با ابزار قدرتمند برنامه ریزی منابع سازمانی(Erp) است. قبل از استفاده از نرم افزار برنامه ریزی منابع سازمانی(Erp) باید مطالعه عمیق در زمینه طراحی مجدد فرآیندهای تجاری داشته باشید. طراحی مجدد فرآیند های تجاری کمبود های موجود در سیستم را مشخص کرده و و برای بالا بردن بهره وری سازمان تلاش می کند و منابع انسانی را بر اساس قسمت های موجود دوباره سازمان دهی می کند.
2-7 -1 مدیریت برنامه ریزی
برنامه‌ریزی، فرآیند آگاهانه تصمیم‌گیری در مورد اهداف و فعالیتهای آینده یک فرد، گروه،واحد کاری یا سازمان است. مدیر یا مدیران برنامه‌ریزی، برنامه‌ریزی را با یک تحلیل موقعیتی آغاز می‌‌نمایند و درچارچوب محدودیت زمانی و منابع، اطلاعات مرتبط با مسأله مورد برنامه‌ریزی را جمع‌آوری و تفسیر می‌‌نمایند؛ سپس با تأکید بر‌خلاقیت، مدیران و کارکنان را تشویق کرده تا بر پایه نگرشی وسیع به امورشان بیندیشند؛ آنگاه با توجه به مزایا، مضرات و تأثیرات بالقوه هر‌گزینه، مناسبترین و امکان پذیرترین اهداف و طرحها را برگزیده و مدیران و کارکنان را توجیه نموده و منابع مورد نیاز را در اختیار آنان گذاشته و به انجام آن تشویق می‌نمایند. از آنجائیکه برنامه‌ریزی، فرآیندی پیش رونده و تکرار شونده است‌، مدیران باید بطور مستمر عملکرد واحدهای تحت تکفلشان را از جهت تطابق با اهداف و برنامه‌ها تحت نظر داشته باشند.
2-7 -2 اهمیت و ضرورت برنامه ریزی
برنامه ریزی از اساسی‌تر‌ین وظایف مدیران و کارکنان است که مانند پلی زمان حال را به آینده مرتبط می سازد. به عبارت دیگر برنامه‌ریزی میان جایی که هستیم با جایی که می‌خواهیم به آن برویم پلی می‌سازد و موجب می‌شود تا آنچه را که در غیر آن حالت شکل نمی‌گیرد، پدید آید.از آنجایی که همه سازمانها به دنبال آنند که منابع محدود خود را برای رفع نیازهای متنوع و رو به افزایش خود صرف کنند. پوپایی محیط و وجود تلاطم‌ در آن، و عدم اطمینان ناشی از تغییرات محیطی بر ضرورت انکار ناپذیر برنامه ریزی می‌افزاید.
پیتر دراکر معتقد است که میان موثر بودن (انجام کارهای درست) و کارآیی(درست انجام دادن کارها) تفاوت است و این دو در مراحل انتخاب هدفها و آنگاه در چگونگی کسب آنها توأم می باشد .
2-7 -3 تعریف برنامه ریزی
در متون مدیریتی گاهی دو واژه, برنامه ریزی و تجزیه و تحلیل را به جای یکدیگر به کار می برند . برای برنامه ریزی تعاریف متعددی ارائه شده است ؛ بطوریکه هر یک از نظریه پردازان سعی کرده اند با توجه به زمینه تخصصی خود آنرا تعریف کنند. در ذیل چند مورد از این تعاریف ارائه شده است :
الف : برنامه ریزی عبارت است از تصمیم گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد
ب: برنامه ریزی عبارتست از تعیین هدف و یافتن یا پیش بینی کردن راه تحقق آن
ج : برنامه ریزی عبارتست تصور و طراحی وضعیت مطلوب در آینده و یافتن و پیش بینی کردن راهها و وسایلی که رسیدن به آن را فراهم کند.
با وجود محاسن زیادی که برنامه‌ریزی دارد ، محدودیتهایی را نیز به همرا دارد که عبارتند از :برنامه‌ریزی مستلزم صرف هزینه و وقت است ، سازمانهای کوچک نمی‌توانند به علت عدم توان مالی و فرصت کافی به نحو مطلوب برنامه‌ریزی کنند، برنامه‌ریزی ، مستلزم ایجاد محدودیتهایی است که در کوتاه مدت حرکت را در سطوح متعدد سازمان ، کند و مشکل می‌سازد، برنامه‌ریزی ، بیشتر مبتنی بر پیش بینی بر اساس حدس و گمان و احتمالات است و کمتر بر اساس اطلاعات قطعی انجام می‌گیرد.
2-8 پیشینه تحقیق
همانطورکه عنوان شد علی رغم اهمیت فزاینده فناوری اطلاعات بر عملکرد مالی شرکت ها، مطالعات تئوریک بنیادین اندکی دراین زمینه صورت گرفته است که بتواند راهگشای نکات مبهم و تاریک نقش تعاملی فناوری اطلاعات در عملکرد مالی باشد. . با این وجود در بخش حاضر مطالعات انجام شده موجود مشتمل بر پیشینه پژوهش داخلی و پیشینه پژوهش خارجی مطرح می شود.
2-8- 1 مروری بر کار های انجام شده خارج از ایران
سالمون نگاش ( 2004) کلیات فناوری کسب وکار را در مقاله ای جامع مورد مطالعه قرار داده است. این مقاله علاوه بر بیان کلیات فناوری کسب وکار، چارچوبی را برای هوشمندی کسب وکار و مطالعات بیشتر در این زمینه پیشنهاد می کند. این چارچوب اهمیت داده های ساختارنیافته و نیاز به توسعه ابزارهای کسب وکار برای کسب، ادغام، حذف، تحلیل و ارسال داده ها را بیان می کند. بعلاوه این تحقیق ماتریسی را برای انواع داده های پردازشی کسب وکار (ساختاریافته و بدون ساختار) و منابع داده ( درونی و بیرونی) را ارائه می کند. (نگاش، 2004)
الژاک و زمبا ( 2007 ) با هدف تشریح فرآیندهای ساخت سیستم ها با در نظر گرفتن ویژگی های سیستم های کسب وکار، متدولوژی ویژه ای را برای ایجاد و بکارگیری این گونه سیستم ها در سازمان پیشنهاد کرده اند. این بررسی ها بر اهداف و سطوح کارکردی فناوری در کسب وکار در سازمان ها تمرکز دارد. از این رو در زمینه حاضر، رویکردی که مورد استفاده قرار گرفته است دو مرحله اصلی را دربر می گیرد که از یک تقابل نسبت به یکدیگر برخوردارند،
های وانگ و شوهانگ وانگ ( 2008 ) به بیان اهمیت فناوری هارادر کسب وکار در فرآیند توسعه مدیریت دانش است. این مقاله تشریح می کند چگونه این فناوری ها کسب وکار با استفاده از تکنیک های داده کاوی به مدیریت دانش و عملکرد در سازمان معنا می دهد.
پیتر سنج (1990) معتقد است که تنها منبع مزیت رقابتی پایداردر بلند مدت برای سازمانها، یادگیری سریعتر نسبت به رقبا است و چنانچه سازمان به این امر نائل گردد، از سایرسازمانهای رقیب اثر بخش تر و کاراتر خواهد شد.
کیگان (1989) ماتریس عملکرد را معرفی کرد. نقطه قوت این مدل آن است که جنبه های مختلف عملکرد سازمانی شامل جنبه های مالی و غیر مالی و جنبه های داخلی و خارجی را به صورت یکپارچه مورد توجه قرار می دهد.
کاپلن و نورتن(1990) معتقدند که با کسب اطلاع از این چهار جنبه ، مشکل افزایش و انباشت اطلاعات از طریق محدود کردن شاخصها ی مورد استفاده از بین می رود.
چارچوبهای توضیح داده شده تا بدینجا سلسله مراتبی – مدار هستند. چارچوبهای دیگری نیز وجود دارند که مدیران را تشویق می کنند تا به جریانات افقی مواد و اطلاعات در بین سازمان توجه بیشتری کنند. برای مثال می توان “فرایندهای کسب و کار” را نام برد که توسط “براون” در سال 1996 پیشنهاد شده است.
-به طور مشابه ماسکل (1998) نیز هفت اصل زیر را برای شاخص های سیستم ارزیابی عملکرد پیشنهاد می کند که عبارتند از: شاخصها باید به طور مستقیم به استراتژی شرکت مربوط شوند
، شاخصهای عملکرد غیر مالی نیز باید مورد توجه قرار گرفته و انتخاب شوند
،باید به این نکته توجه کرد که شاخصهای عملکرد در موقعیتهای مختلف متفاوتند. به بیان دیگر یک شاخص برای تمامی واحدها و یا سازمانها مناسب نیست، این موضوع درباره شاخصها حائز اهمیت است که با تغییر محیط، شاخصهانیزتغییرمی یابند. الف : شاخصهای عملکرد باید برای استفاده آسان و ساده باشند
ب: شاخصهای عملکرد باید بازخور سریعی را ارائه دهند ج : شاخصهای عملکرد باید به گونه ای طراحی شوند که بهبود مستمر را موجب گردند و تنها به نظارت و کنترل ساده اکتفا نکنند.
در مطالعه ای دیگر، ندیم و جافری به سال 2010 به بررسی ” کاربرد هوش تجاری در بانکداری” پرداخته اند. براساس این مطالعه که در بانک سیب پاکستان صورت گرفته است دو پژوهشگر براساس معماری سه لایه فناوری اطلاعات در کسب وکار یک راه جدید برای استقرار هوشمندی کسب وکار ارائه گردیده است. ( ندیم و جافری، 2010)
“لی” و دیگران، 5 بعد معمول مدیریت زنجیره تأمین (مشارکت استراتژیک با تأمین کننده، ارتباط با مشتریان، سطح اشتراک گذاری اطلاعات، کیفیت اشتراک گذاری اطلاعات، و تعویق) و ارتباط بین ابعاد معمول زنجیره تأمین، مزیت رقابتی و عملکرد سازمانی را

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلمات کلیدیحمل و نقل
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید