تعهد منابع ، بر اساس پیامدهای قابل سنجش می باشد. با این تفسیر ، بودجه ریزی عملیاتی مقاصد ویژه زیر را دنبال می کند(سعیدی و مزیدی 1385).

نمودار 2-2 اهداف سیستم بودجه ریزی عملیاتی
1. ارائه مبنایی صحیح برای اتخاذ تصمیم در خصوص تخصیص منابع
2. تعیین نتایج قابل سنجش و مورد انتظار ، که از یک تخصیص بودجه خاص قابل حصول است.
3. تمرکز فرایند تصمیم گیری روی مهم ترین مسایل و چالش هایی که دستگاه اجرایی با آن مواجه است.
4. ایجاد یک فرایند منطقی برای تصمیم گیری در خصوص بودجه ، که به طور مستقیم با فرایند برنامه ریزی ، اجرا ، کنترل ، ارزشیابی و گزارش عملکرد در ارتباط می باشد.
5. ارائه اطلاعات قابل سنجش برای نهادهای ناظر ، شامل قوه قضائیه ، مجریه و مقننه که بتوانند به استناد آنها ، میزان پیشرفت و موفقیت برنامه ها را در مقابل تخصیص های بودجه کنترل کنند.
6. بهره گیری از روش علمی و انعطاف پذیر ، به منظور سازگار ساختن فراند بودجه ریزی با تحولات توسعه.
7. ایجاد ارتباط بین بودجه و نتایج عملکرد برنامه
8. ارائه اطلاعات قابل سنجش برای دستگاه های نظارتی
9. ارائه مبنایی برای پاسخگویی
10. شفاف سازی(سعیدی و مزیدی 1385)

نمودار 2-3 شفاف سازی در بودجه ریزی عملیاتی
از نگاه دیگر مهمترین هدف بودجه ریزی عملیاتی اصلاح مدیریت بخش عمومی و افزایش اثربخش مخارج این بخش است. ویژگی اساسی این اصلاح عبارتند از:
1. ارزیابی پاسخگویی مسئولین دستگاه های اجرایی بر اساس معیار دستاوردهای فعالیت های آنان
2. ارزیابی پاسخ گویی مدیران دستگاه های اجرایی به مسئولین ذیربط بر اساس محصولاتی که باید تولید کنند و بودجه و سایر امکاناتی که برای تولید این محصولات به کار می گیرند.
3. تضمین و تحکیم پاسخگویی از طریق مبادله موافقنامه بین مدیران و مسئولین دستگاه های اجرایی و بین مسئولیت دستگاه های اجرایی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور (به نمایندگی از طرف دولت)
4. استقرار نظام بودجه ریزی ستانده محور
5. دادن اختیارات لازم به مدیران در انتخاب نهادهای لازم برای تولید محصولات مورد نظر
6. ارزیابی مستمر عملکرد مدیران و مبنا قرار دادن نتایج عملکرد به عنوان یکی از معیارهای تخصیص اعتبارات (سعیدی و مزیدی 1385).
2-3-5 مزایای بودجه ریزی عملیاتی :
تجربه کشورها نشان می دهد به کارگیری بودجه ریزی عملیاتی به عنوان اقدامی اصلاحی که تنها پیوند فنی میان بودجه و عملکرد را ایجاد می کند ، اشتباه است. با این حال بودجه ریزی عملیاتی با علم به این که پیوندهای میان شاخص های عملکرد و تخصیص منابع صرفا فنی نیستند و از گزینه های سیاسی نیز متاثر می شوند دارای مزیت های فراوانی است که شامل موارد زیر است(سعیدی و مزیدی 1385):
1-افزایش پاسخگویی دستگاه های اجرایی :
در صورت استقرار بودجه ریزی عملیاتی سطح پاسخگویی دستگاه های اجرایی تا حد قابل توجهی افزایش می یابد و آنها خود را در برابر سهم اعتبارات دریافتی از دولت در برابر فعالیت های جاری و برنامه ای مسئول داشته و در عملکرد و اقدامات سالانه تجدید نظر می کند. بنابراین جهت پاسخگویی باید سیستم حسابداری دولتی و نظام بودجه ریزی طوری ارتباط برقرار کند تا بتواند پاسخ گویی مالی و دولت به ملت را به طور شفاف ارائه نماید(سعیدی و مزیدی 1385).
2-بهبود نحوه تخصیص منابع :
منظور از تخصیص عبارتست از تعیین حجم اعتباری که برای یک سال یا دوره های معین در سال جهت هزینه اجرای برنامه ها و عملیات و سایر پرداخت ها مورد لزوم است.17
در بودجه ریزی عملیاتی ، تخصیص منابع با شاخص های عملکرد مرتبط می شود. مرتبط ساختن برنامه ریزی راهبردی به تخصیص منابع یکی از الزامات اصلی تخصیص منابع بر مبنای هدف است. سازمان ها باید شاخص های عملکرد و اهداف راهبردی را در بودجه های پیشنهادی خود ارائه دهند. این شیوه به تصمیم گیران در زمینه تخصیص منابع در سازمان ها کمک می کند و مستلزم آنست که تحلیل گران بودجه ، ضرورت بودجه درخواستی هر سازمان ، رابطه آن با اولویت های برنامه راهبردی سازمان ، امنیت آن برای اهدف سیاست های دولتی و خطرات یا میزان عدم قطعیت برآورد هزینه ها را بررسی کنند(سعیدی و مزیدی 1385).
3-افزایش کارایی و کیفیت خدمات :
رویکرد بودجه ریزی عملیاتی درصدد است که کارایی عملیاتی برنامه ها و فرایندهای کاری مدیریان را افزایش دهد. از این رو شاخص های کارایی ، حجم کار ، کیفیت خدمات و رضایتمندی مخاطبان و مشتریان ، شاخص هایی هستند که برای بهبود عملکرد مدیران نقش و جایگاه ویژه ای دارد که این شاخص ها را می توان برای تعیین اهداف عملکرد و طراحی راهبردهایی برای نیل به این اهداف ردگیری عملکرد در طول زمان ، مقایسه عملکرد با عملکرد سازمان های دیگر و انعقاد قراردادهای مبتنی بر عملکرد بین کارکنان دولت و بخش خصوصی به کار رود(سعیدی و مزیدی 1385).
4-کاهش کسری بودجه دولت :
کسری بودجه این است که برای تامین مالی کلیه پرداختی های دولت به وجوه مالی نیاز است و دولت باید با شویه هایی کسری بودجه را تامین کند(سعیدی و مزیدی 1385).
اگر بودجه ریزی عملیاتی استقرار یابد یعنی بین درآمدها و هزینه های جاری توازن برقرار شود. انتظار می رود که این کسری به حداقل تنزل یابد. بنابراین یک بودجه عملیاتی قادر است تمامی فعالیت های مستقیم و غیرمستقیم مورد نیاز در برنامه و نیز تخمین دقیقی از هزینه فعالیت ها را انجام دهد که به دنبال آن برای دستیابی به انضباط مالی ، دولت قادر خ
واهد بود میان درآمدها و هزینه ها برآوردهای واقع بینانه ای را ارائه دهد(سعیدی و مزیدی 1385).
5-تضمین تحقق برنامه ها:
برنامه ریزی فرایند مستمری است از تصمیمات سیستماتیک با در دست داشتن بهترین اطلاعات ممکن نیست به آینده در برنامه ریزی عملیاتی که مدیران واحدهای مختلف یک سازمان را که مسئولیت تحقق ، اهداف واحدهای مربوط به خود را طی دوره ای مبنی از زمان دارند. درگیر می کند و در این راه ، اهداف قابل اندازه گیری ، جداول زمانی و مانند آنها را مورد استفاده قرار می دهد. بنابراین بودجه ریزی ، برنامه های پیش بینی شده برای دستیابی به اهداف راهبردی را به موفقیت نزدیک می سازد(سعیدی و مزیدی 1385).
6-افزایش کارایی و اثربخشی :
به منظور به حداکثر رساندن اثربخشی18 برنامه ها از منابع مالی و اعتباری پیش بینی شده شکل دهی مازاد اعتبارات ، انجام اطلاعات و بهینه سازی برنامه ها و ارتقای بهره وری19 ، نیازمند عملیاتی کردن بودجه و تحول در فرایند بودجه ریزی مورد تاکید است. بنابراین باید بودجه ریزی عملیاتی به درستی در دستگاه های اجرایی پیاده شود تا از پذیرش همگانی و تاثیرگذاری عمومی برخوردار باشد(سعیدی و مزیدی 1385).
سایر مزایای بودجه ریزی عملیاتی :
1. شفاف سازی فرایند بودجه ریزی
2. تسریع بخشیدن به استقرار سیستم مدیریت جامع عملکرد و حصول نتایج مناسب
3. بهبود تصمیم گیری در مورد موثرترین راه برای استفاده از منابع محدود کشور
4. بهبود عملکرد از طریق پیوند دادن بودجه و عملکرد برنامه
5. تقویت حس مسئولیت پذیری مدیران در قبال اتخاذ تصمیمات تاثیرگذار بر فرایند بودجه (سعیدی و مزیدی 1385).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود تحقیق با موضوعافغانستان، سیستان و بلوچستان، دریای عمان

2-3-6 الزامات بودجه ریزی عملیاتی :
بودجه ریزی عملیاتی با توجه به مزایایی که دارد در مراحل مختلف مستلزم اقدامات پیچیده در ابعاد فنی و سیاسی نظام بودجه ریزی است. علاوه بر این که سیستم حسابداری و نظام مدیریت باید هماهنگ با فرایند بودجه ریزی عملیاتی دچار تحول شوند ، توافق و هماهنگی در سطوح با قوه مقننه ، از الزامات اصلی موفقیت بودجه ریزی عملیاتی محسوب می شود(عباسی 1387).
اگر قرار باشد که بودجه عملیاتی در عمل به موفقیت دست یابد نباید آن را صرفا به صورت یک پیوست به بودجه «اقلام مخارج» اضافه نمود. این کار مستلزم تغییرات بنیادی در سیستم های اطلاعات مدیریت ، سیستم های حسابداری و به طور کلی در شیوه مدیریت دستگاه های دولتی است(عباسی 1387).
به گفته «جویس»20 :
«تا زمانی که تصمیم گیرندگان در دستگاه های دولتی و قوه مقننه به هنگام اتخاذ تصمیم درباره تخصیص منابع و بودجه ، از اطلاعات مربوط به عملکرد استفاده موثری به عمل نیاورند نمی توان انتظار تغییری اساسی در فرایند بودجه داشت.»
به طور کلی پیش شرط ها در زمینه سازی های زیر باید تحقق یابند تا بودجه کشور را بتوان عملیاتی تهیه و تدوین کرد :
1- تدوین برنامه های راهبردی کشور
2- تدوین چارچوب راهبردی سه ساله که به اهداف سالانه منجر شود.
3- تحلیل ورودی ؛ برای هر هدف کمی سالانه ، لازم است منابع و داده های ورودی لازم بودجه ریزی می شود.
4- نظام کدگذاری ساختارمند
5- تعیین اهداف و سیاست ها به طور شفاف و کمی
6- تعیین برنامه ها و فعالیت ها اعم از مستقیم و غیرمستقیم
7- اولویت بندی برنامه ها و فعالیت ها
8- تعیین نتایج مورد انتظار از اجرای فعالیت ها و برنامه ها
9- طراحی منابع مالی جدید
10-امکان ارزیابی و عملکرد مدیران در نیل به نتایج و اهداف
11-استقرار سیستم اطلاعات مدیریت و سیستم اطلاعات حسابداری
12-استقرار نظام حسابداری بهای تمام شده و هزینه یابی بر مبنای فعالیت
13-اصلاح قانون محاسبات عمومی ، قانون برنامه و بودجه ، قانون استخدامی و اصلاح روش های نیروی انسانی
14-آموزش نیروی انسانی
15-عزم جدی در مسئولان کشور و وفاق ملی و افزایش پاسخگویی
16-طراحی نظام نظارتی (عباسی 1387).
2-3-7 مراحل انجام بودجه ریزی عملیاتی:
بودجه عملیاتی در واقع همان بودجه برنامه ای است که به نحو دقیق تر و روشن تری اجرای برنامه ها را از دیدگاه ، فایده و هزینه تجزیه و تحلیل می نماید و با روش اندازه گیری حجم کار ، قیمت تمام شده تولید یا فرمت را به دست می آورد. و با نورمها و استانداردها مقایسه تطبیق و تحلیلی می نماید و به علل افزایش قیمت تمام شده واقف می گردد و در نهایت به مدیریت سازمان کمک می کند(ورمزیار 1386).
اساس بودجه ریزی عملیاتی بر پایه چهار اصل استوار است که با به کارگیری آنها هزینه هر واحد عملیات به سادگی تعیین می گردد :
1) روش اندازه گیری (Work measurement)
2) حسابداری قیمت تمام شده (cost Accounting)
3) استفاده از فرم (هنجار) ها (Norms)
4) استفاده از استانداردها (standards) (ورمزیار 1386)
در بودجه عملیاتی حجم کار بر اساس یکی از روش های قیمت تمام شده یا اندازه گیری کار دقیقا محاسبه می گردد(ورمزیار 1386).
فرایند بودجه ریزی عملیاتی از سه مرحله تشکیل شده است:
الف) تعیین اهداف و نتایج مورد انتظار
ب) برآورد هزینه ها ، اعتبارات برنامه ها و فعالیت های لازم برای تحقق اهداف
ج) تعیین شاخص های کمی برای برآورد عملکرد هر برنامه یا فعالیت. (عباسی 1387).

نمودار2-4 : فرآیند بودجه ریزی عملیاتی

2-3-8 فواید بودجه ریزی عملیاتی :
هنگامی که منابع محدودتر می گردد ، مزایا و منافع بودجه عملیاتی روشن تر می شوند؛ بودجه ریزی عملیاتی به تصمیم گیران کمک می کند تا با وجوه محدودتر ، به بیشترین مقادیر ارزش از طریق کارایی و اثربخشی س
یاست های دولت دست یابند ، مدیران نیز می توانند از میان نیازهای رقابتی که دارند به تعیین اولویت ها بپردازند و نتایج تصمیمات را خود مستقیما در روندهای عملکرد مشاهده کنند؛ شرکت های دولتی هم می بایست در مقابل پیامدها ، برنامه هایی که به منظور ایجاد نتایج مورد نظر ناکام مانده است و موجب از دست رفتن وجوه می گردد ، مسئول و پاسخگو باشند(برزو زاده 1387).
از دیگر فواید این روش ، تمرکز بیشتر و بهتر بر روی رضایت مشتری و ایجاد شواهد و مدارک تجربی ارزیابی های عملکرد افراد است. همچنین شرکت های دولتی بهبودهای صورت گرفته در سیستم فناوری اطلاعات را که گام ضروری برای تهیه داده های کمی عملکرد است ، گزارش می دهند(برزو زاده 1387).
فوایدی را که برای تنظیم بودجه عملیاتی بر شمرده شده است می توان چنین خلاصه کرد:
1) بهبود چگونگی طرح و تنظیم برنامه
2) امکان نظارت موثر بر اجرای عملیات
3) تسهیل و بهبود تجدیدنظر بودجه در کلیه مراحل اجرایی به ویژه در مرحله قانونگذاری
4) عدم تمرکز در عمل برآورد

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید