هوش عاطفی

هوش از جذاب‌ترین توانایی‌هایی است که جلوه‌های آن در موجودات مختلف به مقادیر متفاوت قابل مشاهده و رویت است. بهره هوشی یا هوشبهرمدت‌ها معیاری برای سنجش هوش فردی محسوب می‌شد. آزمون بهره هوشی تنها شاخصنشان دهندهتوانایی یادگیری شخص محسوب می‌شد.نمره‌های درسی هوشبهرعلی‌رغم اهمیتشان در میان عموم نمی‌توانند قاطعانه پیش‌بینی کنند که چه کسی در زندگی موفق خواهد شد.

امروزههمهسازمان‌هاتحتتأثیرآشوب‌هایمحیطیقراردارند.باتوجهبهاین‌کهاینعدمقطعیتبرسازمانوکارکنانتأثیرمی‌گذارد،بنابراینقابلیت‌هاییلازماستتادرعینمقاومتدربرابراینآشوب‌ها،بتوانبدونازدستدادنانگیزهادامهراه،تصمیممناسبگرفتهوازاینآشوب‌هابهصورتفرصتیسودآوربرایسازماناستفادهکرد.یکیازاینقابلیت‌هارامی‌توان وجودهوشعاطفیدرافرادسازماندانست. امروزههوشعاطفیبهسرعتموردتوجهشرکت‌هاوسازمان‌هاقرارگرفتهاست.دلیلاینامرآناستکههوشعاطفیبیانگرتواناییادارهمطلوبخلقوخوووضعروانیوکنترلتنش‌هاستوعاملیاستکهبههنگامناکامی دردستیابیبههدفدرشخصایجادانگیزهوامیدمی‌کند.بهرههوشینمی‌تواندبهخوبیازعهدهتوضیحسرنوشتمتفاوتافرادیبرآیدکهفرصت‌ها،شرایطتحصیلیوچشماندازهایمشابهیدارند. در کل نهتحصیلات،نهتجربه،نهمعلوماتونههوش،هیچ‌کدامبهتنهایینمی‌توانندتعیینکنند چرایکنفرموفقمی‌شودوفرددیگرموفقنمی‌شود.چیزدیگریوجودداردکهظاهراجامعهبرایآنهیچتوضیحیندارد. پاسخاینسؤالتقریباًهمیشهبهمفهومیبهنامهوش عاطفیبرمی‌گردد (پورکیانی و همکاران، 1392).

به تعبیری وسیع‌تر می‌توان گفت دو نوع هوش وجود دارد: هوش تحصیلی و هوش هیجانی. با دیدی محدود که تا به حال وجود داشته است تنها به هوش تحصیلی توجه شده است و تنها هوش تحصیلی به رسمیت شناخته شده است. هوشی که شاخص وجود آن و شاخص مقدار آن در افراد مختلف نمرات درسی یا نتایج تست‌های هوشی بوده است. آزمون‌هایی که معمولاً در محیط‌های بسته و انتزاعی برگزار می‌شوند و سایر متغیرهای اثرگذار به حداقل رسیده و در واقع متغیرهای محیطی که می‌توانند اثری سرنوشت ساز در توفیق یا شکست یک کار داشته باشند اثرشان تا حد خنثی پایین آورده می‌شود. چندی پیش توجه دانشمندان به نوع دیگری از هوش متمرکز شده است. هوش هیجانی(عاطفی) که حداقل در زندگی اجتماعی اهمیتی فراتر از هوش تحصیلی دارد. هوشی که در طول تاریخ مصلحان و نخبگان اجتماعی را از نخبگان علمی جدا می‌سازد(جهانیان، 1390).

از زمان انتشار کتاب پرفروش دانیل گلمن[1] با عنوان هوش عاطفی در سال1995، مبحث هوش عاطفی در علوم اجتماعی، به عنوان یکی از مهمترین مباحث مطرح شده است. تاکنون، دانشمندان مختلفی در این حوزه مطالعه کرده و هوش عاطفی را با هوش عقلی مقایسه کرده‌اند و در مورد قابلیت‌های هر کدام، بحث کرده‌اند.اما شاید بتوان بیان کرد که بهترین حوزه برای مقایسه هوش عاطفی و هوش منطقی، محیط کارو سازمان‌ها است. زیرا افراد، در محیط کار خود، علاوه بر توانمندی‌های علمی- که نتیجه هوش عقلی آن‌ها است- از قابلیت‌های عاطفی خود نیز استفاده می‌کنند. به این ترتیب در حوزه توسعه منابع انسانی در سازمان‌ها، مفهوم هوش عاطفی به کار گرفته می‌شود تا به مهارت‌های عاطفی، علاوه بر قابلیت‌های تخصصی، توجه شود(مومنی، 1393).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   کسب رضایت مشتری

از میان نظریه‌پردازانگلمن یکی از معروف‌ترین پژوهش‌گرانی می‌باشد که به مطالعه هوشعاطفی پرداخته است.آخرین مدل گلمن(2001) تحت عنوان شبکه شایستگی‌های عاطفی، دارای چهار بعدخودآگاهی،خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط و 20 مولفه است(عرجی و فقیه، 1389).

  1. خودآگاهی: به این معنی است که افراد نسبت به عواطف خود و تأثیر آن‌ها، آگاهی و شناخت کافی دارند. آیا فرد می‌تواند به طور صحیح احساسات خود را هر زمان که بروز می‌کند تشخیص دهد؟ مثل خود آگاهی عاطفی، خود ارزیابی صحیح و اعتماد به خود.
  2. خود مدیریتی: آیا فرد می‌تواند احساسات خود را به سمت مثبت هدایت کند؟ همانند خود کنترلی عاطفی، وظیفه‌شناسی یا وجدان کاری، سازگاری، انگیزه توفیق‌طلبی و ابتکار عمل.
  3. آگاهی اجتماعی: آیا فرد می‌تواند به طور صحیح احساسات دیگران را هنگام رو در رویی با آن‌ها یا در حین کار با آن‌هاتشخیص دهد؟ عینیت آن به صورت همدلی، خدمت محوری و آگاهی سازمانی است.
  4. مدیریت روابط: آیافرد می‌تواند ارتباطات خود با دیگران را به طور موثر و سازنده‌ای مدیریت کند و به سمت نتایج مثبتهدایت کند؟ همانند پرورش دیگران، نفوذ، ارتباطات، مدیریت تعارض، تصویرسازی، تحلیل و تغییر، همکاری و کار تیمی.شکل شماره 3، شبکه شایستگی‌های عاطفی گلمن را نشان می‌دهد.

[1]. Goleman

دسته‌ها: پایان نامه ها