لیسی و بلنچ دارد. آزمایشات این محقق در شرایط آب زلال و به مدت 5/2 ساعت انجام گرفت.
(14)
? : زاویه آبشکن با ساحل که بین 30 و 150 درجه می‌باشد و n : ضریبی که در محدوده 1/0 و 5/0 قرار دارد.
Melville (1992) با تجزیه و تحلیل آبشستگی موضعی، رابطه‌ای بین hs/L (نسبت حداکثر عمق آبشستگی به طول آبشکن)یا hs/h (نسبت حداکثر عمق آبشستگی به عمق جریان) و یک سری ضرایب K ارائه داد. ضرایب K به منظور بیان تاثیر پارامترهای مختلفی از قبیل دبی جریان، عمق جریان، طول پایه‌های جانبی پل، شکل پایه‌های جانبی و شکل هندسی کانال آستانه ارائه شده‌اند. وی با استفاده از داده‌های آزمایشگاهی به تعیین مقادیر K و در نهایت ارائه رابطه خود پرداخت.
(15)
(16)
(17)
که در آن ks فاکتور شکل هندسی، k? فاکتور چولگی خاکریز و و نیز با توجه به نسبت L/h بدست میآیند. بدلیل کمبود داده‌های آزمایشگاهی، رابطه ارائه شده توسط ملویل تاثیر خصوصیات رسوبات بستر و یا خصوصیات هندسی رودخانه را دربر نمی‌گیرد ولی بدلیل سادگی رابطهای مناسب جهت طراحی به حساب میآید.
Soliman (1997) تاثیر آبشکن‌ها را بر مورفولوژی رودخانه نیل بررسی کرده و نتایج ذیل را ارائه داد: (1) حداکثر اغتشاش در جهت طولی در پشت آبشکن غیر مستغرق، در فاصله حدود 6 برابر طول آبشکن در آبشکن باز دوردیفه و حدود 8 برابر طول آبشکن متخلخل می‌باشد. در آبشکن مستغرق حداکثر اغتشاش پشت آبشکن در فاصله 3 برابر طول آبشکن پایین دست آبشکن اتفاق می‌افتد، (2) در تنگ شدگی بیش از 6 درصد عرض کانال، افزایش جریان پیرامون دماغه آبشکن‌ها قابل ملاحظه می‌باشد، (3) در فاصله 4 برابر طول آبشکن، رسوب گذاری بین آبشکن‌ها قابل ملاحظه بوده و این درحالی است که در فاصله 7 برابر طول آبشکن این مقدار اندک می‌باشد، (4) جدایی جریان در دماغه اولین آبشکن اتفاق افتاده و حالت گردابی جریان تنها در اطراف آبشکن‌هایی که طولشان بزرگتر از 18 درصد عرض کانال باشد، اتفاق می‌افتد.
Lim (1997) بر پایه معادله پیوستگی و هندسه آبشستگی در یک کانال فرسایش پذیر یک رابطه شبه تحلیلی برای حداکثر عمق آبشستگی اطراف پایه‌های جانبی پل در شرایط آب زلال و عمود بر جریان ارائه داد. رابطه ارائه شده توسط این محقق شباهت زیادی به رابطه ملویل (1992) دارد.
(18)
Kuhnle و همکاران(1999) آزمایشاتی در اطراف یک آبشکن مستغرق با زاویه 90 درجه و جریان صاف در یک فلوم آزمایشگاهی جهت محاسبه چاله فرسایشی اطراف آبشکن انجام دادند. نتایج حاصله نشاندهنده تاثیر عوامل طول آبشکن، عمق جریان و سرعت برشی بر حداکثر عمق چاله فرسایشی میباشد. در حالت آبشکن مستغرق مشخص شد که نسبت عمق جریان به ارتفاع آبشکن(y/H) مهمترین پارامتر در تعیین عمق چاله فرسایشی میباشد. در نسبتهای y/H بالا ناحیه حداکثر آبشستگی به طرف ساحل کانال منتقل شده و یک ناحیه آبشستگی ثانویه در پایین دست آبشکن تشکیل میشود. در این آزمایشات از دو طول 305/0 و 152/0 متر استفاده گردید و در نهایت مشخص گردید که طول 305/0 متر حجم آبشستگی بیشتری را نسبت به آبشکن 152/0 متر ایجاد میکند. آنها همچنین روابطی برای تعیین حجم و هندسه حفره آبشستگی اطراف آبشکن ارائه کرده‌اند.
(19)
که در آن: Vi: حجم حفره آبشستگی در زمان i و t30 و V30: به ترتیب زمان و حجم فرسایش یافته طی 30 ساعت میباشد. ایشان رابطه‌ای نیز برای حداکثر عمق آبشستگی ارائه داده‌اند که به صورت ذیل می‌باشد:
(20)
که در آن L/h =? و ?(??25)=1 , ?(1

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید