مالی رفتاری بخش ی تازه ای از تحقیق مالیه که به جستجو در عوامل روان شناسانه ی مؤثر بر تصمیمات سرمایه گذاری می پردازه. بخش ی مالی رفتاری سعی می کنه تا بی قاعدگیای بازار و بقیه فعالیتای اونو که از راه فرضیه های بازار کارا قابل توضیح نیستن، تشریح کنه. اصول ریشه ای مهارتای مدیریت مالی رفتاری، عوامل روان شناسانه یا جهت گیریای رفتاری هستن که بر سرمایه گذاران اثر می ذارن، اطلاعات اونا رو محدود یا منحرف می کنن و ممکنه باعث شن اونا برخلاف درست بودن اطلاعات، به نتایج و تصمیمای نادرستی برسن. در این نوشته در این باره بیشتر خواهید دونست.

 

جهت گیری رفتاری

عوامل احساسی

بیشتر در تصمیما، «احساس» بر «عقل» غلبه می کنه و می تونه حقایق رو فیلتر کنه که در این شرایط سرمایه گذار ممکنه ارزش بیشتر از حدی رو واسه حقایقی که قابل پذیرش هستن قائل شه و از حقایقی که با تمایلات اون مخالف باشن صرف نظر کنه یا اهمیت زیادی بهش نده.

  • «ترس از پشیمانی یا پرهیز از پشیمانی» است که موجب می شه سرمایه گذاران از فروش داراییای زیان دهِ خود به مدت طولانی بیخیال شن به این امید که این داراییا در آینده سودآور شن یا خیلی زود داراییای سودآور خود رو بفروشن نکنه که به زیان تبدیل نشه.
  • «اطمینان بیشتر از حد» به تواناییای فردی می تونه باعث تغییر همیشگی ترکیب سبد سرمایه گذاری و پس، بازگشت سرمایه کمتر شه. با وجود این حقیقت که سرمایه گذاران یا حتی مدیران پورتفولیوی معدودی می تونن در یک بازه ی زمانی مشخص، به سود بیشتری از میانگین بازار دست پیدا کنن، اما هنوز تعداد خیلی از راه حل مدیریت فعال پورتفولیو استفاده می کنن. نتایج یک تحقیق نشون می ده به طور متوسط مردها بازگشت سرمایه پایین تری نسبت به زنان دارن چون مردها فعالانه تر (با تعداد خرید و فروش بیشتر) به معامله می پرازن و شاید اطمینان بیشتری به تواناییای خود دارن.
  • «محافظه کاری» به معنای دست دست خیلی از سرمایه گذاران در اقدام طبق اطلاعات جدیده؛ در حالی که اینجور اطلاعاتی نیازمند اقدام یا تغییر در راه حل باشه. مثلا، این دست دست در قبال اخبار در آخر باعث اقدام در زمانای مختلف واسه سرمایه گذاران مختلف می شه و باعث می شه سرمایه گذاران بیشتری به اقدام نسبت به اخبار تحریک شن.
  • «اصرار بر باور» به معنای اصرار بر یک مراحل انتخاب و راه حل سرمایه گذاریه حتی زمانی که اینجور راه حلایی ناموفق یا نابهینه هستن و همین باعث می شه سرمایه گذاران از اطلاعات تازه ای که ممکنه با تصمیمای اونا در اختلاف باشه صرف نظر کنن.
  • «فرار از زیان» به تمایل افراد در پرهیز از زیان حتی به امید کسب سود احتمالی گفته می شه. پس، افراد بیشتر از حد به پای سهام ضررده خود وای میستن چون که فروش اون به زیان اونا معنای واقعی می بخشه، واِلا در این صورت هم ضرر می بینن. فرار از زیان با معنی مطلوبیت پایانی مرتبطه؛ یعنی اولین پول دریافتی، باارزش تر از پولای بعدی دیگره. مثلا، خیلی از سرمایه گذاران از سرمایه گذاری در جایی که به احتمال ۵۰ درصد ۵۰ هزار دلار سود از سرمایه گذاری ۱۰۰ هزار دلاری کسب می شه و با همین احتمال هم ممکنه همین مقدار با ضرر روبرو شن، پرهیز می کنن چون جلوگیری از ۵۰ هزار دلار ضرر مطلوبیت پایانی بیشتری داره پس ارزش اون از ۵۰ هزار دلار سود احتمالی بیشتره.
  • مهارت های مدیریت مالی رفتاری چیه و چه تاثیری بر بازار داره؟  آموزشی

اطلاعات غلط و خطاهای فکری

مهارت های مدیریت مالی رفتاری چیه و چه تاثیری بر بازار داره؟  آموزشی

اطلاعات غلط و خطاهای فکری شاید از دلایل مهم خیلی از ناکارامدیای بازار هستن؛ چون که هیچ کسی همه چیز رو نمی دونه و حتی اگه بدونه ممکنه بهترین تصمیم ممکن طبق اون اطلاعات رو در پیش گرفتن نکنه.

  • خطاهای پیش بینی: از نمونه های عادی این نوع خطاها هستن، چون حتی بررسی گران بازار سهام هم در مورد پیش بینی درآمد و سود مورد انتظار شرکتا دچار اشتباه می شن.
  • نمایندگی: یک برون یابی نتایج آینده طبق مجموعه ای محدود از مشاهدات یا حقایقه، پس بعضی وقتا با عنوان «خطای توجه به نمونه کوچیک» هم شناخته می شه. این خطا بیشتر در سرمایه گذارانی دیده می شه که به دنبال گزینه ای مناسب واسه سرمایه گذاری هستن و مبنای تصمیم خود رو طبق کارکرد و بازده گذشته اون قرار میدن به جای اینکه یک بازه ی طولانی رو مورد توجه قرار بدن. بیشتر، این اتفاق پس ی نبود آزمایش بایسته رخ می ده که در اون سرمایه گذار به جای انجام تحقیقات جداگونه، به بروشورا و مطالب تبلیغاتی شرکتا یا خود بودجه بسنده می کنه.
  • قالب بندی محدود: به معنای آزمایش تعداد معدودی از عوامله که ممکنه بر سرمایه گذاری اثر بزاره. مثلا، یک سرمایه گذار می خواد یک اوراق بهادار رو به دلیل کارکرد گذشته اون بدون در نظر گرفتن عوامل اقتصادی متغیری که می تونه کارکرد اونو تغییر بده، بخره.
  • حسابداری ذهنی: یک نوع قالب بندی محدوده که در اون سرمایه گذاریای مختلف به شکل ذهنی با اجرا معیارها و آزمایشای بایسته ی مختلف جدا می شن طوری که بقیه ملاحظات ممکنه غیرقابل توجیه در نظر گرفته شن. مثلا، در نظر گرفتن سرمایه گذاریای جدا از هم به شکل یک سرمایه گذاری به جای بخشی از یک پورتفولیو.
  • جانبداری در جمع آوری اطلاعات و تفکر: به معنای اِعمال تمایلات شخصی بر حقایق و تفکرات واسه برابری دادن اونا با نظرات و اقدامات جاریه.

محدود کردنای آربیتراژ

مهارت های مدیریت مالی رفتاری چیه و چه تاثیری بر بازار داره؟  آموزشی

پس اگه جهت گیریای رفتاری باعث قیمت گذاری نادرست سهام می شه، به چه دلیل آربیتراژرها به دلیل ی خرید و فروش سهام تا زمانی که قیمتا برابر با خواستهای اوناس، از این شرایط سود نمی برند؟ حامیان نظریه مالی رفتاری بر این باور هستن که قیمت گذاری نادرست ادامه پیدا می کنن چون محدود کردنایی واسه آربیتراژ هست.

  • اول اینکه، این خطر هست که وضعیت قیمت گذاری نادرست خیلی بد تر شه و پس خطر آربیتراژ هم بالاتر رود. اثر بازار بر جهت گیریای رفتاری ممکنه بیشتر از اثر آربیتراژرها باشه به ویژه به خاطر این که جهت گیریای رفتاری آربیتراژی بدون خطر نیس. و حتی اگه قیمتا به طرف قیمتای مورد توجه اونا جهت پیدا کنه، زمان اون بیشتر از چیزی که آربیتراژرها فکر می کنن به طول خواهد رسید حتی ممکنه طولانی تر از افق سرمایه گذاری شون باشه.
  • دوم اینکه مدلای مالی ممکنه درست نباشن و آربیتراژ رو پرریسک تر کنن.
  • سوم اینکه خیلی از فعالیتای آربیتراژ نیاز به فروش استقراضی پیدا کنن که در مورد سهام پرریسک تره و خیلی از سرمایه گذاران نهادی، اجازه این کار رو ندارن.
این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   درمان افسردگی به روش آدم های ابتدایی 

جهت گیری رفتاری، توضیح کننده بی قاعدگیای بازاره؟

این احتمال هست اما هیچ ارتباطی بین دلیل و معلول وجود نداره. مشکل نظریه مالی رفتاری اینه که بیشتر از حد کلی و نامفهومه. تقریبا هر بی قاعدگی رو میشه با انتخاب هر دلیلی که به نظر منطقی میاد توضیح کرد. اما بازم رابطه دلیل و معلولی بین این دو شکل نمی گیره. واقعا، بسیاری چیزایی از که به نظر منطقی بین، اشتباه هستن.

بزرگ ترین نقد به مهارتای مدیریت مالی رفتاری اینه که بیشتر به یک فلسفه شباهت داره تا علم؛ چون که آزمایشات کنترل شده ی بسیار معدودی واسه تأیید دلیل و معلولای اون انجام شده؛ حتی اگه اینجور آزمایشاتی هم وجود داشته باشن، شاید به کار سرمایه گذاران نیامدهه چون که کمّی سازی این عوامل تقریبا غیرممکنه و استفاده از آمار، نتایج اونقدر دقیقی که واسه سرمایه گذاران مفید باشه به دست نداده. حتی مدیران نهادی پورتفولیو با کامپیوترهای پرسرعت و مدلای مالی پیچیده ی خود نمی تونن بازار رو پیش بینی کنن چون که اگه می تونستن، خیلی از اونا کارکرد فوق العاده ای در شاخصا از خود به نمایش می گذاشتن. تحقیقات زیادی نشون دادن که سرمایه گذاران به کم تونسته ان در یک بازه ی زمانی به اینجور موفقیتی دست پیدا کنن و حتی اگه به اینجور توفیقی رسیدن ممکنه شانسی بوده باشه. در کل، در حالی که صدها مدیر پورتفولیو خیلی سعی می کنن تا کارکرد بهتری از خود به جای بذارن، بعضی هم طبق ی شانس و اقبال به موفقیت می رسن.

بزرگ ترین عامل رفتاری: کمبود اطلاعات

مهارت های مدیریت مالی رفتاری چیه و چه تاثیری بر بازار داره؟  آموزشی

جای هیچ شکی نیس که جهت گیری رفتاری قادر نیس که خیلی از فعالیتای بازار رو تشریح کنه. با این حال، بزرگ ترین عامل مالی رفتاری، «کمبود اطلاعات» است. از اونجا که بازارهای مالی با پیچیدگیای زیادی روبرو هستن، هیچکی نمیتونه همه عوامل مرتبطی رو که توضیح کننده این فعالیتا باشن، شناسایی کنه چه برسه به اینکه عواملی که یک پیش بینی درست رو به دست میدن کمّی سازی کنه. جدا از اینکه این، سرمایه گذاران مختلف اطلاعات متفاوتی دارن و پس واکنش متفاوتی به اطلاعات نشون میدن. حتی در جواب اینکه قیمت گذاری سهام نادرسته میشه اینجور پرسید که قیمت درست سهام چیه؟ بسیاری ممکنه به ارزش ذاتی اون اشاره کنن اما ارزش ذاتی، به ارزش فعلی جریانای نقدی آینده سهام وابسته. واسه شناخت ارزش فعلی جریانای نقدی آینده، باید از میزان تبدیل به سرمایه که بازار از اون واسه تنزیل این جریانای نقدی استفاده می کنه شناخت خوبی پیدا کرد و بعد باید فهمید چه اتفاقی واسه این جریانای نقدی در مورد سود سهام و قیمت فروش سهام خواهد افتاد. از اونجا که هیچکی به قطع و یقین از این موضوعات آگاهی نداره، ارزش ذاتی تنها یک نظریه ایه که باید همینطوری بمونه و سرمایه گذاران مختلف نظرات متفاوت خود رو داشته باشن. ، نظرات هر سرمایه گذار با کسب اطلاعات جدید دستخوش تغییر میشه.

شاید بازارها زمانی منطقی شن و عوامل مؤثر بر اونو بشه شناخت و کمّی سازی نمود؛ اما این کار غیرممکنه! چه جوری میشه حباب بازار سهام در آخرای ده ۱۹۹۰ در بورس آمریکا رو تشریح نمود؟ ممکنه بگید هیجان زدگی غیرمنطقی، اما این خود یک جهت گیری رفتاری دیگر نیس؟ بدون شک، بازار به سرعت رشد صعودی پیدا کرد و مردم احساس کردن که این وضعیت به قوت خود ادامه پیدا می کنه، درست همون فکری که نسبت به قیمت املاک در چند سال بعد از اون واقعه و پیش از ترکیدن حباب املاک داشتن. در این موارد روشنه که مردم به خاطر این اقدام به خرید می کردن که فکر میکردن بازار به این روند ادامه میده و اونا پیش از سقوط بازار از اون خارج می شن.

نتیجه گیری

پس از بحران مالی آمریکا در سال ۲۰۰۸ که به کاهش ۴۰ درصدی قیمت سهام منجر شد، هیچ کسی واسه خرید سهام جمله جنگ. به چه دلیل؟ نباید آربیتراژ آزاد شروع به خرید سهام تا پیش از رسیدن قیمتا به قیمت واقعی می کردن؟ محدود کردنای آربیتراژ در این مقاله مطرح شد اما این محدود کردنا در این مورد کاربرد نداره. مثلا، پایین تر نیامدن قیمتا تا این میزان به نظر حتمی بود. از طرفی، بدون توجه به مدل مالی مورد استفاده، توانایی چانه زنی در این وضعیت بازار از هر زمانی بالاتر بوده. ، از اونجا که قیمتا بی حرکت بود، تنها خرید سهام قیمتا رو به سطح متناسب خود بازمی گردونه. و احتیاجی به فروش استقراضی نبود. اما با این حال آربیتراژرهای کمی از این وضعیت قیمتا بهره بردن. هر کسی که در اون زمان اقدام به خرید می کرد سود زیادی به دست میاره چون بازار تقریبا از این نقطه به بعد گرچه آروم شروع به صعود می کرد.

مشکل اصلی در تحقیق و مطالعه روی مالی رفتاری به شناسایی دلیل و معلول مرتبطه. در حالی که پایه روان شناسانه ی خیلی از تصمیمای سرمایه گذاری رو میشه با اصول به نظر منطقی توضیح نمود، اما هیچ مدرک قوی و مستدلی در این مورد که اینجور اصولی می تونن رویدادهای مورد مطالعه رو توضیح کنن وجود نداره. تحقیقات بسیار کمی به شکل جداگونه روی رابطه انگیزه سرمایه گذاران با تصمیمای سرمایه گذاری اونا کار کردن.

یک نمونه خوب از این دلیل منطقی به علل خاص، گزارشای خبریه. برخلاف کارکرد بازار یا سهام، فعالیت اونا به وسیله گزارشگران با بیان علل مختلف تشریح می شه. توضیحات به نظر منطقی هستن چون گزارشگران چیزی رو که به نظر مناسب میاد، انتخاب می کنن و دیگر به دنبال چیزی که با این نظر در اختلاف باشه نمی رن. اگه بازار رو به رشد باشه، اونا به دنبال دلایل رشد بازار می رن و اگه نزول داشته باشه، اونا دلیلای زیادی که این نزول بازار رو توضیح کنه انتخاب می کنن. اما دلیل زیادی واسه باور به اعتبار توضیحات ارائه شده وجود نداره. در کل، منطقیه که فرض کنیم بازارها حتی اگه هیچ خبری نباشه در حال فعالیت هستن که به همین علته که رفتار تصادفی رو از خود به نمایش می ذارن.

در حالی که شکی نیس جهت گیری رفتاری به شکل زیادی بر بازارها اثر می ذاره اما استفاده ی خیلی از اونا واسه پیش بینی بازار نمی شه چون که خیلی از جنبه های رفتار انسانی رو نمیشه به کمیت تبدیل نمود و پس سرمایه گذاران طبق ی اون نمی تونن سود آنچنانی کسب کنن.

منبع : thismatter

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید